تبليغاتX
ای دخترا ای پسرا ...!
نوشته شده در

شعر های عاشقانه(love stady)

                                                  هوالعشق

سلامی بر عشق کئدم دیدم مرده است

سلامی بر یار کردم دیدم خفته است

آه زندگی نفرین بر تو نفرین

*****

۱۰۰بار بدی کئدی دیدی ثمرش را

خوبی چه بدی داشت که ۱ بار نکردی

*****

دلم میخواد شمع باشم در دل شب بسوزم

به دیگران نور بخشم خودم تنهایی سوزم

*****

همه گفتن عاشقی کناهه منم گناهو می خوام

همه گفتن آدم رو زنجیری میکنه بیاید به زنجیرم کنید

همه گفتن عاشقی چند روزه برای گفتنilove you پس من تو این چند روز بلند میگم

I love you         I love you         I love you

*****

خدايا قلب من غمگينه امشب
دلم چون لاله خونينه امشب

نمي دونم چرا دست زمونه
گل عمر منو مي چينه امشب

دلم گنجينه غم هاي بسيار
وجودم خسته از تكرار و تكرار

دل من ديگه از جبر زمونه
شده از زندگي بيزارو بيزار 

*****



 سهم من از شب
شاید
همان ستاره ای باشد
که همیشه پنهان است
همیشه
همیشه
همیشه
و یا به قول قاصدکها
ستاره ی من
همان است
که پیدا نیست

*****
باز با تو تنها هستم

باز با تو تنها هستم
با تو به روزهاي تلخ برگشتم
به روزهاي سياه با تو نبودن
با تو خاطراتم را مرور مي کنم
با تو دفتر خاطراتم را مي سوزانم
با تو، ولي با ياد تو
بي تو بودم
بي تو به تو فکر ميکنم
پس با تو هستم و خواهم ماند

*****

در عرض یک دقیقه می شه


یکی رو خورد کرد ... در عرض یک ساعت


می شه کسی رو دوست داشت ... در عرض یک


روز می شه عاشق شد ... ولی یه عمر طول


می کشه تا کسی رو فراموش کنی

*****

غریبه گشتم و دیدم به غربت

نشستند مردمش بر عشق نوبت

بگفتم از چه رو دیوانه گشتید؟

یکی گفت هیس بر عشق نیست نوبت

*****

حرفي نمونده جز نا گفته هايم!
قلمم ناي نوشتن ندارد!
دل تاب گفتن!
و پايم شتاب رفتن!
دگر اشكي باقي نمونده!
اون قطره آخرش همراه با فريادم
تو طوفان نگاهت گم شد

*****

عشق

خدایا عشق را دیدی چه ها کرد

مرا با رنج و غم ها آشنا کرد

شبی او را پرستیدم چو قدیس

ولی با عهد و احساسم جفا کرد

همی پنداشتم او بهترین است

ولی مجنون دیگر را صدا کرد

برای خنده اش خندیدم از شوق

برای گریه اش اشکم نوا کرد

همی دانم که او نامهربان بود

مرا در قعر تنهایی رها کرد

کنون آماج غم زندان دردم

برای بخششم باید دعا کرد

*****
 همتون رو دوست دارم و به خدا میسپارم.

باتشکر محمد طالبی و محمد جهانبین


 

 

         

نوشته شده در ساعت توسط محمدطالبی وفاطمه و جهانبین |